السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
135
تفسير الميزان ( فارسي )
يعنى ناظر نبودهاند . و جمله * ( « سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ وَيُسْئَلُونَ » ) * تهديدى به ايشان است كه بدون علم چنين حرفهايى مىزنند . و به زودى اين شهادت بدون علمشان در نامه اعمالشان نوشته مىشود و در قيامت از آن بازخواست خواهند شد . * ( « وَقالُوا لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ ما عَبَدْناهُمْ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ » ) * اين آيه شريفه يك برهان به اصطلاح عقلى را از مشركين حكايت مىكند كه از اصل باطل است ، و اين برهان را دو جور مىشود بيان كرد كه به يك بيان برهان صحت بتپرستى باشد ، و به بيانى ديگر برهان بطلان نبوت . اما بيان اول اينكه بگوييم : اگر خدا مىخواست كه ما بت نپرستيم قطعا نمىپرستيديم ، براى اينكه تخلف اراده خدا از مرادش محال است ، و چون ما بت مىپرستيم ، پس معلوم مىشود او اين معنا را نخواسته ، و همين كه نخواسته ما بت نپرستيم خود اجازه به پرستيدن بت است ، پس از ناحيه خدا منعى از پرستش شركاء كه ملائكه طائفه اى از آنهايند نرسيده . اين آن معنايى است كه از سياق قبل و بعد آيه « سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما أَشْرَكْنا وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ » « 1 » نيز به ذهن مىرسد . و اما بيان دوم بر ابطال نبوت مىگويد : خدا فلان و فلان عمل را بر شما واجب و فلان و فلان كار را بر شما حرام كرده است و مشركين در آيه مورد بحث گفتهاند : اگر خدا مىخواست كه ما شركاء را نپرستيم و چيزى را حلال و حرام نكنيم ، البته نه شركايى را مىپرستيديم ، و نه از طرف خود حكمى جعل مىكرديم ، چون بطور كلى تخلف اراده خدا از مرادش محال است ، و چون ما هم شركايى مىپرستيم و هم چيزهايى را حلال و چيزهايى ديگر را حرام مىكنيم معلوم مىشود كه خداى تعالى از ما چيزى در اين باب نخواسته ، پس كلام كسى كه به عنوان نبوت مىگويد خداوند شما را به فلان و فلان چيز امر ، و از فلان و فلان چيز نهى كرده ، و خلاصه اينكه چنين خواسته است ، سخنى است باطل . و اين معنا از آيه « وَقالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّه ما عَبَدْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ » « 2 » با كمك سياقش به خوبى استفاده مىشود . و اينكه در كلام خود به حكايت قرآن كريم در آيه مورد بحث گفتند :
--> ( 1 ) به زودى مشركين در جواب مىگويند : اگر خدا مىخواست ما شرك نمىورزيديم ، نه ما و نه پدران ما و هيچ چيزى راى تحريم نمىكرديم . سوره انعام ، آيه 148 . ( 2 ) و مشركان گويند اگر خدا مىخواست چيزى جز خداى يكتا راى نمىپرستيديم ، نه ما و نه پدرانمان ، و جز آن چيزى راى كه خدا مىخواست حرام نمىكرديم . سوره نحل ، آيه 35 .